X
تبلیغات
معماری سازمانی - چارچوب معماری سازمانی فدرال - FEAF
مجموعه مطالب در خصوص معماری فناوری اطلاعات سازمانی و چارچوب های معماری
در سال 1996 قانوني موسوم به كلينگر كوهن در كنگره آمريكا به تصويب رسيد كه مطابق آن، همه وزارتخانه ها و سازمانهاي فدرال آمريكا ملزم شدند معماري فناوري اطلاعات خود را ايجاد كنند. مسئوليت تدوين، اصلاح و اجراي معماري فناوري اطلاعات يكپارچه در هر سازمان بر عهده مدير ارشد اطلاعاتي آن سازمان قرار گرفت. در سال 1998 بر اساس همين قانون شوراي مديران ارشد اطلاعاتي موظف شدند كه جهت توسعه، پشتيباني و تسهيل پياده سازي معماري اطلاعات سيستمهاي دولتي، راهكار واحدي را ارائه دهد. چارچوب معماري سازمان فدرال در سپتامبر سال 1999 توسط شوراي مديران ارشد اطلاعاتي دولت ايالات متحده آمريكا تهيه و تنظيم شد.

اين چارچوب از 4 سطح و 8 مولفه تشكيل شده است، در سطوح بالا طرح ها و راهبردهاي كلان مطرح مي‌شود درحاليكه هر چه به به سمت سطوح پائين تر حركت مي‌كنيم با طرح ها و مشخصات جزئي تر برخورد مي‌كنيم تاسرانجام در سطح 4 به ماتريس محصولات FEAF برمي‌خوريم كه همان چارچوب اوليه زكمن است(اين ماتريس شامل سه جنبه داده، فرآيند و مكان است كه در پنج ديدگاه برنامه ريز، مالك، صاحب، سازنده و پيمانكار طبقه بندي شده است).

FEAFبرخلاف زكمن تنها به معرفي چارچوب و محصولات نمي‌پردازد، بلكه روش و چگونگي برپاسازي معماري را نيز مشخص مي‌كند. در مستندات FEAF ، از متدولوژي "برنامه ريزي معماري سازماني " آقاي اسپيواك به عنوان راهنماي انجام معماري، نام برده شده است.

همانطور كه گفته شد اين چارچوب داراي هشت مولفه است كه عبارتند از:
پيشرانهاي معماري: نمايانگر دو نوع محرك يا عامل تغيير معماري سازماني هستند:

پيشرانهاي حرفه كه مي‌توانند قوانين جديد، تصميمات جديد مديريتي، افزايش ناگهاني بودجة حوزه ها و فشارهاي بازار باشند.
پيشرانهاي طراحي كه شامل نرم افزار، سخت افزار و بستر ارتباطي(شبكه) جديد و كارامدتر هستند.

جهت گيري راهبردي: توسعة معماري مقصد را هدايت كرده و شامل چشم انداز، اصول و اهداف مي‌شود.
معماري موجود: معماري سازماني را آنطور كه هست تعريف كرده و شامل دو بخش مي‌شود: معماري حرفه و اطلاعات (داده ها، كاربردها و فناوري ).
معماري مطلوب: معماري سازماني را آنطور كه بايد باشد، تعريف نموده و شامل دو بخش مي‌شود: معماري حرفه و معماري اطلاعات. اين معماري برآوردي است از قابليتها و فناوريهاي آينده كه نتيجه بهبود سيستم ها و فناوري هاي فعلي در جهت پشتيباني از تغيير در نيازمنديهاي حرفه است.
فرآيندهاي انتقالي: مهاجرت از معماري فعلي به مقصد را پشتيباني مي‌كنند . فرآيندهاي انتقالي حياتي براي سازمان فدرال شامل طرح كلان سرمايه گذاري فناوري اطلاعات، برنامة انتقال، مديريت پيكربندي و كنترل تغييرات مي‌گردد.
بخشهاي معماري: تلاشهاي معماري متمركز بر حوزه هاي اصلي حرفه مانند سيستمهاي مديريتي رايج، حوزه هاي برنامه ريزي مانند بازرگاني و سرمايه يا خريدهاي كوچك از طريق تجارت الكترونيكي است. هر بخش، تكه اي از كليت معماري سازماني فدرال است و يك سازمان درون سازمان اصلي فرض مي‌گردد.
مدل هاي معماري: مدل هاي حرفه و اطلاعات كه نشان دهنده اجزاء و رفتار سازمان هستند، را توصيف مي‌نمايند.
استانداردها : همة استانداردها (كه بعضي از آنها ممكن است اجباري باشند)، رهنمودها و بهترين تجربيات را در برمي‌گيرند.


نقاط ضعف چارچوب فدرال:

  • اگرچه چارچوب فدرال از استانداردها و طرح هاي انتقالي به عنوان بخشي از معماري بهره برده ولي مشخص نكرده كه اين استانداردها چگونه مي بايست سازماندهي و بكار برده شود.
  • در مورد طرح انتقالي هيچ راهنمائي ارائه نشده است
  • اگرچه در مستندات چارچوب فدرال نياز به مخزن مدل ها مطرح شده ولي توضيح يا پيشنهادي داده نشده است.
  • راهنمائي درخوصوص امنيت وجود ندارد.
  • چارچوب معماري سازماني فدرال به عنوان "راهنما" براي سازمانهاي فدرال ارائه شده و جنبه "اجباري" ندارد.

نقاط قوت چارچوب فدرال:

  • اين چارچوب گامي مهم در راستاي تعريف عناصر و اجزاء معماري سازماني است. ب
  • رخلاف زكمن كه تنها به خود چارچوب محصولات و مدل ها مي پردازد در اينجا به اهداف استراتژيك و نيازهاي گذار(تحول) نيز پرداخته شده است.
  • از متدولوژي برنامه ريزي معماري سازماني اسپيواك به عنوان روش برپاسازي نام برده شده و لايه هاي معماري تشريح شده اند.

برای اطلاعات بیشتر به سایت کمیته معماری سازمانی ایران مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:39  توسط امیر مهجوریان  |